تبليغاتX
هیلووو سوار

قالب وبلاگ


هیلووو سوار
هیلوون
لینک دوستان
پيوندهای روزانه

 

  دایره را هیچ کسی مضر و مخرب نمی داند و شکل بسیار آرام و آرامش بخش دارد! در این شکل هندسی هیچ بالاتری وجود ندارد و همه در یک طراز واقع شده اند! گنبد نیز شاید به خاطر تشکیل شدن از همین دوایر است که چنان حس خوشی به بیننده می دهد؛  مجموعه ای از دوایر روی هم قرار گرفته که تا اوج پیش می روند و مسیر تعالی را به شکلی نقش می بندند.

و اما، مثلث همان شکل هندسی ای است که بسیاری از مفاهیم  بر آن پیاده می شود مجموعه ای از کنش ها و واکنش ها!!

در قاعده مثلثی از مثلث های اجتماعی دو رأس قرار می گیرد یکی خانواده و دیگر اقتصاد. درون زاویه های این دو رأس دو مفهوم قرار دارد. در زاویه داخلی رأس خانواده، غریزه جنسی و در زاویه داخلی رأس اقتصاد غریزه گرسنگی و این دو رأس در مقاطع مختلف زمان همیشه بر هم عمل کرده اند و روابط انسانی مختلفی را خلق نموده اند. پس رأس دیگر مثلث، ساختار ارتباطی است.

وقتی که اقتصاد وقت بیشتری را از انسان بگیرد خانواده کمرنگ تر می شود و نوعی رهبانیت عقلانی به وجود می آید.
 رهبانیت کلیسا در قرون وسطی، زن را شیطان می دانست و عدم ارتباط با زن را،  گامی از سلوک الی الله!!
 در مقابل این نظر؛ نظر اسلام قرار دارد که به ترویج و تقویت نیروی جنسی در کالبد خانواده اهمیت ویژه ای می دهد!! اسلام اعجاز قرن است!!اعجازی که به فراخور فرستنده آن، چیزی دور از انتظار نیست!
این رهبانیت عقلانی یا همان رهبانیت اقتصادی بلایی است که بر مصیبتش نباید صبر کرد!

مسبب این رهبانیت عقلانی مصرف گرایی است !در جامعه جهانی خانواده ها کم رنگ شده اند چرا که اقتصاد و ارزش های اقتصادی رنگین ترند! امروزه داشتن رفاه نه برای رفاه بلکه برای سوءفرهنگ رفاه است برای چشم و هم چشمی کسانی که درد  بی دری آنها را از پا در آورده!!
بروز تکنولوژی این تن پروری را به بار آورده است و گم کردن هدف از زندگی مخدر مصرف گرایی را به ارمغان آورده!
تفرار از تکنولوژی حماقت است و نتیجه ما از آن بسیار احمقانه تر! سوء مصرف را به هیچ قیمت نباید قبول کرد!!  ‏

اگر با این مسأله نجنگیم باید منتظر بود که به جای ما ماشین هایی بی روح زندگی کنند یا سگ های مینیاتوری جای خانواده را برای ما پر کنند.روابط انسانی نیز  همچنان کم رنگ تر شود و به جای محیط خانواده، کاباره هایی سرتاسر سکس و خشونت جهانمان را فرا بگیرند!
ریشه های مصرف گرایی را باید شناسایی کرد و هر کس به سهم خود آن ها را در زندگی شخصی اش از بین ببرد! والا خواهیم دید که به جای حر کت رو به بالا باید رو به پایین حر کت می کنیم و سر خوش و مست فقط به برتری های اقتصادیمان می بالیم!
آری كَادَ الْفَقْرُ أَنْ يَكُونَ كُفْراً (الکافی باب الحسد حدیث 4)ولی این قاعده مثلث تعادل می خواهد تا روابط انسانی، صحیح شکل بگیرد.
دلیل رواج فیلم های پرنوگرافی و علاقه جامعه به شبکه های ماهوارهای  سکس ضعف خانواده در برابر اقتصاد است، به عبارتی آن قدر برای رفاه خانواده جنگیده ایم وپول درآورده ایم، تا آنجا که خود خانواده را نیز فدای این جنگ کردیم! قاعده این مثلث نیازمند تعادل است!

[ جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 ] [ 11:52 ] [ شیخ عباس دادوند (کازرونی) ]

  جوان های شهرستان شاید چند سالی از جوان های پاتخت قدیمی تراند، هر چند که در یک  زمان  و در یک روز با هم متولد شده اند. سال های کودکیمان را با هم گذراندیم وهمه سوار یک قطار هستیم،توف به تکنولوژی!

ای کاش هیچ وقت این چسب وحشت ناک اختراع نشده بود و ای کاش این همه کاریکاتور زنده در شهرستان های ما نبودند ای کاش این همه کاریکاتور های زنده در پاتخت نبودند؛ با کمال احترام به مقام جوان، تعریف امروزی جوان یعنی کاریکاتور؛ من 23 سال دارم و من هم یک کاریکاتورم.

بدتون نیاد!

هر چی تو این کشور گشتم بیشتر کاریکاتور دیدم! کاریکاتور هایی که باید به حالشان دل سورزاند...باید دل را برایشان آتش زد...اصلا دل خودش آتیش می گیره و نیازی به آتش زدن نیست! گدا های عجیب و غریبی که گاه دست کوچکی دارندگاه پا ندارندو گاه دارند و ای کاش نداشتند...حتما دیدید! خوب خیلی ها شون با این شگرد می تونن دل آدم های سالم دیگه رو به دست بیارن و مویی به رسم غنیمت از جیبشان بکنند! ببخشید که قضیه بیخ دار تر می شه!

تنبان فاق کوتاه اصلا ارزون نیست؟ هم پولش گرونه و هم با هر بار دولا وراست شدن تمام حیثیت خودت و بابات و مامانت و اهت و ایالت رو باید مجدداً ارزیابی کنی که آیا سرجاشون هَ یا نی!

ببخشید که مجبورم یه ذره فارغ از محافظه کاری های  موجود حرف بزنم.دیگه اونی که هست رو که نمیشه پنهون کرد!

سایت رسمی یه روزنامه رو فیلتر می کنن ولی خودش چاپ می شه! والبته شما می تونید در شهرستان های دور دستی مثل کازرون خودمون اون رو با دو سه روزی تأخیر بخرید!

طوری سلام علیکم می گه که به خدا، مو به تن آدم سیخ می شه!ولی تو گوشیش انواع بلوتوث های مهیج و غیر مهیج و یا تو لپتاپش انواع اطلاعات مجاز وغیر مجاز، بدون هیچ هدفی غول می خوره! البته گاهی شلوار لی و کتون هم می پوشه و التبه اون هم دل داره!جرم نیست! جمع بین یکی از پر مسئولیت ترین وجهه های اجتماعی و تیپ جوانِ از همه جا آزادِ امروز!... شاید حرفم رو نپذیرید ولی این کاریکاتوره!و البته به روز بودن و آپدیت بودنه دیگه!و به قول عَموم بوق چه ربطیش به شقیقه!داشتن اطلاعات چیزی و رقصیدن به هر ساز چیز دیگه ای و خدا نکنه آدم با دو ساز بخواد برقصه! بابا یا بی خیال باش و تیپ بی خیالی بزن یا با خیال باش و با تیپت الگوی اسلامی ـ  ملی به جامعه‌ات بده.

خونواده راس و درستی که نداره یه شرکت بزرگ لوازم آرایشی  و لباس و زیور آلات هم که اسپانسر برنامه هاش شده و می گن یه چند باری تغییر جنسیت داشته! به خودش لقب سگ صفت می ده و هزار تا بد و بیراه دیگه که بنده مجاز به بیان نیستم رو به این و اون  می بنده و تا دلتون بخوات هم طرف دار داره  و از این راه به یه میلیاردر به تمام معنا تبدیل شده فکر کنم تازه چهل سالیش شده باشه...متال نمی خونه ولی راک هم نمی خونه... من که خیلی یا بهتر بگم اصلا این موسیقی ها رو نتونستنم گوش بدم چون هر وقت خواستم گوش بدم اعصابم به هم ریخته! خیلی قریقاتیه!شاید هم من این طور فکر می کنم! بالاخره خیلی از هم سن و سال های من و البته بزرگتر از من و کوچکتر تر از من؛ دوست دارن هم مسلمون باشن و هم آنتی کرست!... به روز باشن!
50 سال پیش دغدغه جوان 20 ساله پاتختی ومرکز استونی و البته تا 10 سال پیش دغدغه جوون شهرستونی این بود که چه قدر پول داری؟ می شه باهاش زن گرفت؟

امروز هم داف یعنی دوران جوانی!پول یعنی عامل رسیدن به داف و دزدی هم برای جوون فقیره راه رسیدن به پول!

   

[ جمعه یکم اردیبهشت 1391 ] [ 21:43 ] [ شیخ عباس دادوند (کازرونی) ]

  شاید حرف هایم هیچ ربطی به نرخ بی ثبات ارز نداشته باشد و همچنین هیچ ربطی هم به فرهنگ غنی جدید الحدوث جوانان کوی  وبرزن هم ندارد و همچنان هیچ ربطی به نظام فکریِ مدیرانِ لایقِ عزیزِ مهربانِ دلسوزِ کار مردم راه بندازِ  نون به نرخ روز نخورِ حلال خورِ اختلاس نکنِ درد کشیده یِ دودِ چراغ خورده یِ متُخصصِ  با فرهنگ!!!! نداره... حرف های من به تریچ قبای هیچ بنی بشری بر نمیخوره...حرف من حرف کهنه ایست که فقط داستان سرایان بذله گو تفنناً به آن پرداخته اند...حرف من حرفی نیست که گوش کسی را درد بیاورد و یا قلبی را مجروح کند...حرف من داستانی بیش نیست...

درد ما درد بی سوادی نیست اصلا سوادی نیست و دردی نیست...
تا دیروز نخ و سوزن به دست داشتیم و سوراخ های این جامعه مندرس را وصله می زدیم و امروز آن  قدر وصله داریم که لباسی نیست!!

فلسفه مبنای هر عملی است و خدایی نیست!وگناهی نیست که خدایی نیست!!اصلا خدای من و تو کیست که خدای جوان ها وجود داشته باشد؟
 اصلا فلسفه غرب و حکمت ملا صدرا  چه ربطی به شقیقه دارد؟چه کسی باید این را بداند! و فردای من در من است و من بی تفاوت از من عبور کرده ام!! گذشته ام را گذشته می دانم و نمی دانم چه کسی برتر است؟ گاهی ادکلن 500هزار تومانی می خرم و گاهی شلوار جین می پوشم. بیخیال! شلوار جین قدیمی است، شلوار جینی پاره، مدلش نو تر است...خدایا تو کجایی!!؟ زن!!!شوهر!!! آهای دنیا!نگو که همین طور بوده ای!! باور ندارم که عوض شدنت اساسی نیست!!

 گاهی وقت ها املیسم را دوست دارم!!اگر چه کهنه است ولی آبی لاجوردی و انحنای سقفش مرا آرام می کند...آرامش چه قدر خوب است...
1. موسیقی را حرام می دانند و چه بیرحمند آنهایی که مرا مجنون می خوانند...آری موسیقی را تجربه کرده ام!  نه حرفه ای، و لی زیاد گوش داده ام!
 

خود را مقایسه می کنم:

موسیقی مرا می‌رقصانْد گاهی پر شور و گاهی بی حال و تنها مرا بی خیال می کرد، بی‌خیال از خود، بی‌خیال از مشکلی به اسم آینده!!

موسیقی چیست، نمی دانم!
 موسیقی مرا از خود بی خود می کرد و فضایی مجازی را به مغزم هدیه می‌کرد! فضایی که مال خودم بود!
مادرم می گفت صدای تلوزیون را کم کن سرم رفت!! و چه حکیمانه است که شاید سر من هم رفت!!
مغز این ابر پردازنده، گاهی با اردة من پردازش می کند و گاهی بی ارده ام!! خواب که می روم دیگر مغزم مال من نیست و آنچه می بینم راخود  نخواسته‌ام!چه بسا که گاهی خواسته ام و ندیده‌ام!! گوش درگاهی برای وردی هایی است بر مغز من! پس مغز ورودی های این درگاه را باید پردازش کند!؟ هر چه بیشتر پردازش کند خسته تر می شود وچون شنیدن ارده ویژه‌ای  نمی خواهد پس آن قدر می شنوم و آن قدر پردازش می کند تاشاید  نابود شود!!اصلا در مورد نظریه خود کشی اعضا چیزی شنیده اید آنجا که کسی که سردی کرده میلش به سردی زیاد تر می شود و یا برعکس آیا فرزند دچار یرقانتان هیچ دمار از روزگارتان برای کمی پفک در آورده است!! طفلکی دست خودش نیست!!وقتی عضوی در معرض نابودی قرار بگیرد بدن خودکشی آن را دستور می دهد!! و این حس قطعا باید کنترل شود!!!
آری گوش ندادن آرامشی است که همه می خواهیم! و این آرامش شاید حکمت حرمت است!!و اگر مرجع تقلید من موسیقی غیر غناو حتی خوانندگی زن بدون غناو مفسده را نیز مجاز می داند ولی من به آن آرامش بیشتر نیازمندم چرا که این همه داده را مغزم باید پردازش کند!و بیکار نیستم!

2.خود ارضایی حرام را حرام دانسته اند و نه از روی ندانستن لذت آن و نه از آدم نبودن! و هیچ بالغی نیست که لذت جنسی را نخواهد!!پس چرا حرام است!!
قدرت شهوت  برای ازدواج و ادامه نسل است! مثلا لذت غذا خوردن برای ادامه حیات و تجدید انرژی است و چه بد بود که آدم از غذا خوردن لذت نمی‌برد! مثل ماشین که هیچ حسی نسبت به بنزین داشتن یا نداشتن ندارد و اگر آمپرش خراب باشد بد حالی از صاحبش می گیرد!!
خیلی ساده است ولی اگر کسی عادت بر خود ارضایی کرد؛ دیگر معتادی است که دست از موادْ کشیدن برای کابوس است ! و آیا حس جنسی دلیلی جز ابقای نسل دارد؟؟
وقتی  به سادگی این آتش را می شود خاموش کرد، چه کسی پیدا می شود که بار سهمگین اداره منزل و قمار تربیت فرزند را متحمل شود !! خود ارضایی نیاز به همسر ندارد!! همجنس بازی خیلی راحت تر است!! چرا تحصیلات امروز عامل بزرگی برای بالا رفتن سن ازدواج است؟
چه چیز تحصیل می شود که انسانیت و محبت جای خود را به مدرک وپول تحویل داده‌اند؟کاش در کنار فوق لیسانس ها و  دکترا ها کمی هم انسانیت تدریس می شد!


ادامه دارد
[ چهارشنبه سوم اسفند 1390 ] [ 18:17 ] [ شیخ عباس دادوند (کازرونی) ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

ما کازرونی ها به تاب میگیم "هِیلون"
اگه یکمی به ساختار فیزیکی تاب توجه کنبد ، نکته قشنگی رو می بینید .
هیلو سوارا، آدماییند که شاید 360 درجه هم بچرخند ولی هیچ وقت از محورشون جدانمیشن.
این آدما حزب باد نیستند.
اینا اصالت دارند، و هر وقتی بنا به شرایط اون وقت زاویشونو کم و زیاد می کنند ولی باز می گم یادتون نره
اونا هیچ وقت از محور جدا بشو نیستند!

امکانات سایت

آی پی رایانه شما :